چهار شنبه 18 دی 1387   

 فهرست

icon_home.gif صفحه اصلی
icon_community.gif امکانات جدید
»  فال حافظ
»  تشخيص رنگ توسط چشم
»  تناسب قد و وزن
»  تست هوش
»  نقاشي
»  پخش كانالهاي تلويزيون (زنده)
»  اسرار روز تولد
»  ماشين حساب
»  نوار ابزار
»   دوستيابي(با بیش از 1000 عضو)
» به روزترين اخبار
» قرآن كريم
» ارسال ايميل
» شطرنج آنلاين
» سنجش عشق
» وضعيت آب و هوا و راهها
» درصد و ميزان فضولي
» ديكشنري آنلاين
» بازي ماشين

favoritos.gif
عناوين
»  موضوعات
»  ارسال مطلب
»  آرشیو مطالب
»  آرشیو ردیفی مطالب
»  SMS و جوك
»  مطالب عاشقانه
»  مقالات اجتماعي
»  مطالب طنز
»  نرم افرار و بازي موبابل
»  كليپ و رينگتون موبايل
»  اموزش و ترفند کامپيوتر
»  آموزش و ترفندهاي گوناگون
»  اخبار داغ
»  مقالات پزشکي و سلامت
»  دانستنيهاي جالب
»  گالري عکس
»  گالري موزيک
»  مطالب علمي
»  مسائل نوجوانان و جوانان
»  نرم افزار كامپيوتر
»  مطالب ادبي
icon_members.gif مذهب
» استخاره با قرآن
»  زيارت عاشورا
»  استجاب دعا
» ارتباط تصويري زنده با كربلا
»  دعاي فرج
som_downloads.gif پیوند
»  لینکستان
icon_poll.gif ضمیمه ها
»  بهترینهای سایت
»  یادگاری اعضاي گل سايت
»  نظرسنجی ها
»  تقویم سال
icon_members.gif اطلاعات
»  معرفی به دوستان
»  جستجو
»  نوشته روزانه کاربرن
»  صفحه شخصی

 فروشگاههای سایت

 پیامهای کوتاه

پیام های قدیمیتر   

 

 لينك دوستان

 عضويت

 اخرين ارسالهاي انجمن

موضوعات 177
ارسال ها 282
بازدیدها 109431
پاسخها 105
عضوها 612
20 پیام ارسالی در انجمنها

انجمنها جستجو


عجب روزي!!!!

مطالب طنز   trash می نویسد "عجب روزی !!!!
با تشکر از Trash عزیز

يه روز صبح يه مريض به دكتر جراح مراجعه ميكنه و از كمر درد شديد شكايت ميكنه. دكتره بعد از معاينه ازش ميپرسه «خب، بگو ببينم واسه چي كمر درد شدي؟» مريض پاسخ ميده: «محض اطلاعتون بايد بگم كه من براي يك كلوپ شبانه كار ميكنم. امروز صبح زودتر به خونهم رفتم و وقتي وارد آپارتمانم شدم، يه صداهايي از اتاق خواب شنيدم! وقتي وارد اتاق شدم، فهميدم كه يكي با همسرم بوده!! در بالكن هم باز بود. من سريع دويدم طرف بالكن، ولي كسي را اونجا نديدم. وقتي پايين را نگاه كردم، يه مرد را ديدم كه ميدويد و در همان حال داشت لباس ميپوشيد. من يخچال را كه روي بالكن بود گرفتم و پرتاب كردم به طرف اون!! دليل كمر دردم هم همين بلند كردن يخچاله.» مريض بعدي، به نظر ميرسيد كه تصادف بدي با يك ماشين داشته. دكتر بهش ميگه «مريض قبليِ من بد حال به نظر ميرسيد، ولي مثل اينكه حال شما خيلي بدتره! بگو ببينم چه اتفاقي برات افتاده؟» مريض پاسخ ميده: «بايد بدونيد كه من تا حالا بيكار بودم و امروز اولين روز كار جديدم بود. ولي من فراموش كرده بودم كه ساعت را كوك كنم و براي همين هم نزديك بود دير كنم. من سريع از خونه زدم بيرون و در همون حال هم داشتم لباسهام را ميپوشيدم، شما باور نميكنيد؛ ولي يهو يه يخچال از بالا افتاد روي سر من!» وقتي مريض سوم مياد به نظر ميرسه كه حالش از دو مريض قبلي وخيمتره. دكتره در حالي كه شوكه شده بوده دوباره ميپرسه «از كدوم جهنمي فرار كردي.....!!!!» «خب، راستش من بالاي يه يخچال نشسته بودم كه يهو يه نفر اون را از طبقهء سوم پرتاب كرد پايين...»

نکته : برای خواندن بر روی ادامه متن کلیک کنید"

 

  ارسال شده در مورخه : جمعه، 10 آبان، 1387 توسط k1

[ شما در اين سايت مهمان هستيد .ورورد به سیستم / عضویت در سایت ]

نام:


آدرس اینترنتی:
//:http

پست الکترونیکی:


نظر:


اجازه استفاده از تگهای HTML را ندارید
[ بازگشت ]

 پیوندهای مرتبط

 امتیاز دهی به مطلب

امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 1


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


 انتخاب ها
PHP-Nuke © 2004 Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

آخرين تيترهاي خبري آخرين تيترهاي انجمن ها نقشه سايت
Page Rank

كپي برداري از اين سايت فقط با ذكر منبع به صورت: Biatosh.com مجاز ميباشد

 


www.Biatosh.com,www.biatosh.net,www.bgolestan.com,www.khodemooni.ir,www.Biatosh.uni.cc