شنبه، 13 تیر، 1388   

فهرست

icon_home.gif صفحه اصلی
icon_community.gif امکانات جدید
»  فال حافظ
»  تشخيص رنگ توسط چشم
»  تناسب قد و وزن
»  تست هوش
»  نقاشي
»  پخش كانالهاي تلويزيون (زنده)
»  اسرار روز تولد
»  ماشين حساب
»  نوار ابزار
»   دوستيابي(با بیش از 1000 عضو)
» به روزترين اخبار
» قرآن كريم
» ارسال ايميل
» شطرنج آنلاين
» سنجش عشق
» وضعيت آب و هوا و راهها
» درصد و ميزان فضولي
» ديكشنري آنلاين
» بازي ماشين
» بیوگرافی بازیگران

favoritos.gif
عناوين
»  موضوعات
»  ارسال مطلب
»  آرشیو مطالب
»  آرشیو ردیفی مطالب
»  SMS و جوك
»  مطالب عاشقانه
»  مقالات اجتماعي
»  مطالب طنز
»  نرم افرار و بازي موبابل
»  كليپ و رينگتون موبايل
»  اموزش و ترفند کامپيوتر
»  آموزش و ترفندهاي گوناگون
»  اخبار داغ
»  مقالات پزشکي و سلامت
»  دانستنيهاي جالب
»  گالري عکس
»  گالري موزيک
»  مطالب علمي
»  مسائل نوجوانان و جوانان
»  نرم افزار كامپيوتر
»  مطالب ادبي
icon_members.gif مذهب
» استخاره با قرآن
»  زيارت عاشورا
»  استجاب دعا
» ارتباط تصويري زنده با كربلا
»  دعاي فرج
som_downloads.gif پیوند
»  لینکستان
icon_poll.gif ضمیمه ها
»  بهترینهای سایت
»  یادگاری اعضاي گل سايت
»  نظرسنجی ها
»  تقویم سال
icon_members.gif اطلاعات
»  معرفی به دوستان
»  جستجو
»  نوشته روزانه کاربرن
»  صفحه شخصی

فروشگاههای سایت

پیامهای کوتاه

پیام های قدیمیتر   

 

لينك دوستان

عضويت

اخرين ارسالهاي انجمن

موضوعات 178
ارسال ها 296
بازدیدها 137530
پاسخها 118
عضوها 734
20 پیام ارسالی در انجمنها

انجمنها جستجو


خاطرات من (طنز)

مطالب طنز   trash می نویسد "

خاطرات من (طنز)

با تشكر از كاربر عزيز و گرامي trash براي ارسال اين مطلب زيبا



  پدر من بسيار زحمتکش است و از صبح تا شب در حال کشيدن زحمت است ! مادرم هميشه ميگويد پدرت خيلی جاکش است ! من معنی اش را نميدانم ولی فکر ميکنم مادرم هم خيلی قدر پدرم را ميداند ! پدرم خيلی قوی ميباشد يک بار که مادرم به مسافرت رفته بود و خانه ما به شدت مکان بود دختری را که در حال فرار بود دستگير کرد و به خانه آورد و به من گفت که فردا صبح او را تحويل خواهد داد ! پدرم خيلی مهربان است و مرا خيلی کتک ميزند ! يک بار که من با تيغ ريش تراشی پدرم پشم های زير بغلم را زدم پدرم خيلی عصبانی شد و با لقد به صورت من کوبيد ! پدر من بسيار تحصيل کرده ميباشد و تا دوم راهنمايی درس خوانده ميباشد و پدر بزرگم هميشه به من ميگويد در خاندان ترک زاده تبريزی فقط پدر تو موفق شده دبستان را تمام کند ! مادر من هميشه در حال گريه ميباشد ! من فکر ميکنم او از دوری پدرم اينقدر ناراحت است چون پدرم شبها تا ديروقت در کار ميباشد‌ ! پدر من در درسهايم به من خيلی کمک ميکند و به من خيلی ديکته ميگويد و من خيلی خوشحالم که پدرم نميتواند ديکته ای را که خودش گفته صحيح کند ! شغل پدر من آزاد است او صبح ها در باشگاه بيليارد مشغول کردن توپ در سولاخ ميباشد و شب ها با دوستانش در حال الواتی ميباشد ! پدر يک فعال سياسی است و شبها با يکی از دوستانش اعلاميه ميچسبانند. البته من هنوز متوجه نشده ام چرا از اين اعلاميه ها روی در هر خانه ده دوازده تا ميچسبانند ! البته تازگی ها پدرم از لای در می اندازد ! من هميشه دوست دارم مثل پدرم شوم و من بسيار پدرم را دوست ميدارم.

نکته : در ادامه متن ...."

 

  ارسال شده در مورخه : سه شنبه، 16 مهر، 1387 توسط mahdi

[ شما در اين سايت مهمان هستيد .ورورد به سیستم / عضویت در سایت ]

نام:


آدرس اینترنتی:
//:http

پست الکترونیکی:


نظر:


اجازه استفاده از تگهای HTML را ندارید
[ بازگشت ]

پیوندهای مرتبط

امتیاز دهی به مطلب

امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 1


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها
 Untitled 2
PHP-Nuke © 2004 Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

 Google PageRank Checker

كپي برداري از اين سايت فقط با ذكر منبع به صورت Biatosh.com مجاز میباشد